روانشناسی و ناآگاهی والدین از بازیدرمانی کودک با بازی حرف میزند؛ روایتی از بازیدرمانی دکتر محسن لواسانی/ روانشناس وقتی امیرعلیِ ششساله، برای بار چندم در کلاس، مداد همکلاسیاش را شکست و معلمش با لحن خسته گفت «این بچه دیگه کنترل نداره»، کسی نپرسید پشت این خشم کوچک چه چیزی خوابیده است. کسی از او نخواست تعریف کند که شبها مادرش گریه میکند و بابا در خانه نیست. اما یک نفر پیدا شد که زبان امیرعلی را بلد بود؛ زبان لگوها، زبان نقاشیهای خشمگین، و زبان عروسکهایی که بیدلیل فریاد میزنند. … وقتی امیرعلیِ ششساله، برای بار چندم در کلاس، مداد همکلاسیاش را شکست و معلمش با لحن خسته گفت «این بچه دیگه کنترل نداره»، کسی نپرسید پشت این خشم کوچک چه چیزی خوابیده است. کسی از او نخواست تعریف کند که شبها مادرش گریه میکند و بابا در خانه نیست. اما یک نفر پیدا شد که زبان امیرعلی را بلد بود؛ زبان لگوها، زبان نقاشیهای خشمگین، و زبان عروسکهایی که بیدلیل فریاد میزنند. اینجا بود که بازیدرمانی آغاز شد. بازیدرمانی چیست؟ بازیدرمانی علمیست که به کودک اجازه میدهد آنچه را نمیتواند بگوید، بازی کند. وقتی کودک واژهای برای ترسها، خشمها یا غمهایش ندارد، بازی به جای او حرف میزند. این روش سالهاست در روانشناسی کودک به عنوان ابزاری معتبر برای درمان اختلالات هیجانی، رفتاری، و ارتباطی مورد استفاده قرار میگیرد. در بسیاری از خانوادهها، ناآگاهی والدین نسبت به اهمیت بازیدرمانی موجب شده است که اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان مانند ترس، خشم، دروغگویی، حسادت، شبادراری، وسواس، ناخنجویدن و مواردی از این دست بیش از پیش دیده شود. درحالیکه در جلسات بازیدرمانی، منشأ اصلی این احساسات و رفتارها شناسایی میشود و درمانگر بهجای نادیده گرفتن یا انکار آنها، پذیرای عواطف کودک میشود و فرصتی برای تخلیه روانی و آرامش کودک فراهم میآورد. بازی در روند درمان، نقشی فراتر از سرگرمی دارد و بهعنوان یک زبان ارتباطی موثر برای کودک عمل میکند. با مشاهده رفتار کودک در حین بازی، میتوان به درک او از خود، دیگران و جهان اطرافش پی برد. نحوه ابراز احساسات، شیوه تعامل، میزان اعتماد به نفس یا اضطراب و حتی نوع نگاه او به قوانین، همگی در قالب بازی قابل شناسایی هستند. برای نمونه، کودکی که قادر به رعایت قوانین بازی نیست یا در استفاده از وسایل با مشکل مواجه است، ممکن است دچار اضطراب یا اختلال در خودتنظیمی باشد. در این شرایط، درمانگر با ایجاد محیطی امن و تشویق کودک به تلاش، راههای سازگاری را به او میآموزد. کودک از طریق بازی میآموزد که چگونه با چالشها کنار بیاید و رفتارهای جایگزین مناسبی اتخاذ کند. بازیدرمانی تنها رها کردن کودک در کنار اسباببازیها نیست. ایجاد رابطهای صمیمی، فراهمکردن فضای امن، پرهیز از سرزنش و احترام به احساسات کودک از جمله اصولی است که درمانگر باید رعایت کند. همچنین، انتخاب درست اسباببازیها نقش تعیینکنندهای در روند درمان دارد. بهعنوان مثال، کودکان دارای وسواس معمولاً از بازیهای خمیری یا گلبازی که به ظاهر کثیفاند، اجتناب میکنند. عدم درمان این تمایلات، میتواند در آینده به اختلالات جدیتری منجر شود. یا اگر کودکی بالای پنج سال همچنان به بازیهای حسی ـ حرکتی مشغول باشد، ممکن است نشانهای از اختلال طیف اوتیسم باشد. در اصل، بازیدرمانی فرصتی است تا کودک با هیجانات، اضطرابها و تجربههای سخت خود مواجه شود. زمانی که کودک در محیطی امن قرار گیرد و از طریق بازی بتواند این مواجهه را تجربه کند، یاد میگیرد با تنشها به شیوهای سالم مقابله کند. در غیر این صورت، راهی برای مدیریت هیجانات نمییابد و دچار اضطراب مزمن و اختلالات رفتاری میشود.دکتر لورنس جی. کوهن، نویسنده کتاب فرزندپروری مفرح، معتقد است: “کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه (ADHD) مدام با جملاتی مانند «نه»، «مواظب باش» و «این کار را نکن» مواجهاند. این حجم از امر و نهی، آنها را فرسوده کرده و علائمشان را تشدید میکند.” روایتهایی از بازی کودکی که با عروسکها حرف زد (درمان اضطراب جدایی) سونیا، دختربچهای ۵ ساله بود که هنگام جدا شدن از مادرش در مهدکودک دچار حملههای گریه میشد. درمانگر در جلسات ابتدایی تنها مشاهدهگر بازی او با عروسکها بود. در سومین جلسه، سونیا یکی از عروسکها را مادر و دیگری را دختر کرد و بارها و بارها صحنه خداحافظی را با گریه تکرار کرد. درمانگر با استفاده از تکنیک «نقشآفرینی»، عروسک مادر را آرام کرد، برای دختر وعده بازگشت داد و کمک کرد سونیا به مرور، پایان غم را در بازی ببیند. پس از چند جلسه، گریههای سونیا هنگام خداحافظی به آغوشی کوتاه محدود شد. نقاشیهایی با شعلههای بلند (مدیریت خشم و پرخاشگری) نیواد با رنگ قرمز خشمش را روی کاغذ پخش میکرد. هر بار که مینشست، آتشی میکشید که «همه چیز را میسوزاند». در بازیدرمانی شناختی-رفتاری، درمانگر با او درباره «هیولای آتشین درون» صحبت کرد. با ساختن شخصیت «هیولا»، به کودک کمک شد تا خشم را بیرونی کند و بعد، از طریق بازیهایی مثل «خاموش کردن هیولا با آب خنک» یاد بگیرد احساساتش را مدیریت کند. در نهایت، نقاشیهای آتش به تصویر مزرعهای با خورشید ختم شد. نقش بازیهای شجاعانه (غلبه بر ترسهای شبانه) روژان، دختری هفتساله، شبها از خواب میپرید چون فکر میکرد «هیولا زیر تخت است». در جلسات بازیدرمانی، او با خمیر و ماسک، هیولای ذهنش را ساخت. سپس در بازی نقشآفرینی، خودش را به شکل یک شوالیه شجاع درآورد که هیولا را شکست میدهد. این فرایند، در اصطلاح «بازسازی ذهنی ترس» نام دارد و به کودک کمک میکند بر تخیلات ترسناک خود مسلط شود. پس از شش جلسه، ترس شبانهاش محو شد. ابزارهایی ساده، اما درمانگر در بازیدرمانی، خبری از گفتوگوهای جدی روانکاوانه نیست. درمانگر با مجموعهای از ابزارهای ساده اما هدفمند، مانند لگو، نقاشی، شن، عروسک، ماسک، خمیر بازی و پازل، دنیای کودک را بازسازی میکند. نکته مهم در این میان، روانشناس کودک آموزشدیده است که پشت این بازیها، طرحی حسابشده دارد. نقش والدین؛ شریک بازیدرمانگر بازیدرمانی بدون همراهی والدین، ناقص است. گاهی کودک در اتاق بازی، در حال بهبود است اما خانه همان صحنهای است که مشکل را زنده نگه میدارد. در جلسات بازخورد، والدین آموزش میبینند چگونه با کودک رفتار کنند، چطور محرکهای منفی را بشناسند، و چگونه محیطی امن و پذیرنده بسازند. تکنیکها و فعالیتهای پیشنهادی در بازیدرمانی بازی در فضای باز: کودک را به پارک یا محیطهای طبیعی ببرید و اجازه دهید با همراهی شما آزادانه بازی کند. این فعالیت به تخلیه هیجانات منفی و کاهش بهانهگیری کمک میکند. استفاده از عروسکهای محبوب: عروسکها ابزار مناسبی برای بیان احساساتی مانند خشم، غم یا نگرانی هستند و کودک میتواند با آنها احساساتش را بروز دهد. بازیهای تخیلی: برای مثال تصور کنید به باغوحش رفتهاید؛ در مورد حیوانات صحبت کنید، آنها را توصیف و نقشآفرینی کنید. این نوع بازیها خلاقیت را تقویت میکند و راهی برای تخلیه عاطفی کودک است. انواع بازیدرمانی و تأثیرات آنها بازیهای اکتشافی: موجب تقویت مهارتهای حرکتی و رشد سیستم عصبی میشوند. در درمان افسردگی و اختلالات حسی-حرکتی کاربرد دارند. بازیهای عاطفی-اجتماع: ابزاری برای بیان احساسات سرکوبشده، تقویت عزتنفس، خودآگاهی، استقلال، مسئولیتپذیری و مهارتهای ارتباطی. شامل بازیهای خیالی، نقشآفرینی، شندرمانی و داستانسازی است. بازیهای ذهنی و هوشی: به تقویت استدلال، تمرکز و حل مسئله کمک میکند. شامل پازل، مکعبهای مغناطیسی، دومینو، بازیهای کلامی و ساختنیهاست. در برخی موارد نیز بازیهای دیجیتال هدفمند میتوانند مفید باشند؛ بهطور مثال، یک بازی نمایشی درباره بیماری کرونا میتواند ترس کودک را کاهش داده و احساس امید و شجاعت را در او تقویت کند. بازیدرمانی ابزاری علمی و موثر برای شناخت، پیشگیری و درمان اختلالات روانی و رفتاری کودکان است. اما این شیوه زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که والدین نیز آگاهانه و فعالانه در فرایند درمان مشارکت داشته باشند. آشنایی والدین با اصول بازیدرمانی میتواند کلید پیشگیری از بسیاری از مشکلات روانشناختی در بزرگسالی باشد. فواید بازی درمانی چیست؟ طبق گفته سازمان حرفهای Play Therapy International، تا 71 درصد از کودکانی که به بازی درمانگر مراجعه میکنند تغییرات مثبتی را تجربه میکنند. در حالی که برخی از کودکان ممکن است با تردید شروع به همکاری کنند، به مرور اعتماد به درمانگر بیشتر میشود. همانطور که آنها راحتتر میشوند و پیوندشان با درمانگر تقویت میشود، کودک در بازی خلاقتر و در کلام همراهتر میشود. برخی از مزایای بالقوه بازی درمانی عبارتند از:مسئولیت بیشتر در قبال برخی رفتارها،توسعه راهبردهای مقابلهای و مهارتهای حل مسئله خلاق، احترام به خود، همدلی و احترام به دیگران، کاهش اضطراب، یادگیری کامل تجربه کردن و بیان احساسات، مهارتهای اجتماعی قویتر، روابط خانوادگی قویتر، بهبود استفاده از زبان، بهبود مهارتهای حرکتی ظریف و درشت اگر برای کودک شما یک بیماری روانی یا جسمی تشخیص داده شده، بازی درمانی جایگزین داروها یا درمانهای ضروری دیگر نمیشود. بازی درمانی را گاهی میتوان به تنهایی و یا در کنار سایر روشهای درمانی استفاده کرد. سن و شرایط استفاده از بازی درمانی اگرچه افراد در هر سنی میتوانند از بازی درمانی بهره ببرند، اما معمولاً برای کودکان بین 3 تا 12 سال استفاده میشود. بازی درمانی ممکن است در شرایط مختلفی مفید باشد، مانند:مواجهه با اقدامات پزشکی، بیماری مزمن یا مراقبتهای تسکینی، تأخیر رشدی یا اختلالات یادگیری، رفتارهای مشکلساز در مدرسه، رفتار پرخاشگرانه یا عصبانی، مسائل خانوادگی مانند طلاق، جدایی یا مرگ یکی از اعضای نزدیک خانواده، بلایای طبیعی یا حوادث آسیبزا، خشونت خانگی، سوء استفاده یا بیتوجهی، اضطراب، افسردگی و اندوه، اختلالات خوردن، اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) بازیدرمانی، نه شعبده است و نه یک بازی ساده. این روش، **زبان کودکیست که هنوز کلماتش را نیافته**، اما غمش واقعیست. در جهانی که کودکان بیشتر از همیشه در معرض فشارهای هیجانیاند، بازیدرمانی راهی انسانی، علمی و پرمهر برای شنیدن صدای آنهاست؛ حتی اگر این صدا از میان صدای لگوها و رنگها شنیده شود.

